شعر با نام زیر باران عسل (آفتاب)

نوشته های شخصی مجتبی فروتن تنها دانشجوی بیرجندی داروسازی مشهد

شعر با نام زیر باران عسل (آفتاب)

(تقدیم به بیرجندی های عزیز )

در خاور این کویر پُر تلخ، گویی که ز آفتاب باران عسل می بارد
روز بارانی نیست ، آسمان ابری نیست
صافِ صاف است ، صفا
***
در گردش افلاک ایام زمستانی نیست
و خزان غمگین نیست
شادِ شاد است شتا
چون در این تیرگیِ خاک کویر، تیرگی در قدم مردم نیست
***
سبز ِ سبز است سزا
چون در این بی آبی
سنگ سبزی هم نیست !!!


icon برچسب ها: , , , , ,
 صفر نظر براي نوشته ي "شعر با نام زیر باران عسل (آفتاب)" ارسال شده است!

ارسال نظر

نام:

ایمیل :

وب سایت:

متن و پیام شما: