سایت شخصی مجتبی فروتن تنها

نوشته های شخصی مجتبی فروتن تنها دانشجوی بیرجندی داروسازی مشهد

شعر نو “غم یاران”

غم یاران
برو احساس برو
برو از کنج دلم عشق برو
برو بیرون شادی
برو بیرون برو از من بگریز
دگرم نیست ز آن دم یادی
دگرم نیست به ماندن نایی
کرده این دل هوس یاری یاران اما
دگرم نیست ز یاران یاری
چه کنم عشق؟ ؛ ندانم!
جز تو اشکی گوشه چشم ندارم
که ز دوری ثمری هم بجز از درد ندارم
سفری هم بجز از مرگ ندارم
کفنی هم بجز از برگ ندارم
یادم آید که من از سنگ نبودم،نفر جنگ نبودم(من بورسیه ارتشم !)
برگ زرد خشک و بیرنگ نبودم
شدم از دوریتان پرپر و دیگر نیم آن بوته احساس لطیف
شده ام شسته اشک
سرد سرد است تنم
زخم و پر اخم دلم
چون که هر دم برود بر دل من
تیغ آن گل که زدم خود به سرم !


icon برچسب ها: , , ,

شعر با عشق زنده می شوم

با عشق زنده می شوم

بی تو همه غم های عشق  در دل خزانه می شود
بی تو رها نمی شود  با تو بهانه می شود
***
هر دم به دل تیغی ز خار  از دور نشانه می شود
با تو رها نمی شود  بی تو بهانه می شود
***
زخم دلم از رنج عشق  هر روز تازه می شود
بی تو شفا نمی شود  با تو ضماده می شود
***
گویم که من از دوریت  بد رنگ و ساده می شوم
بی تو چو زاغه می شوم   با تو کمانه می شوم
***
من عاشقم   من عاشقم
با عشق زنده می شوم  بی عشق زننده می شوم


icon برچسب ها: , ,

شعر سپر عشق

سپر عشق
ای رعد بزن گر بزنی گُر نزند این دل من
ای باد بتاز از وزشت شل نشود این دل من
که بر این دل سپر عشق نهان است ولی
ای یار میارا که مزید الحسناتت بدرد این دل من


icon برچسب ها: , , ,

شعر زر عشق


icon برچسب ها: , , , , ,

شعر احساس تلخ

شعر احساس تلخ
سوز دارم ،نیست سرمایی در آن
داغ دارم ،نیست گرمایی در آن
سازگارم نیست این احساس تلخ
ساز دارم نیست نجوایی در آن


icon برچسب ها: , ,